X
تبلیغات
تاتر اکادمیک

تاتر اکادمیک

سلام بر تاتر

استاد دودانگه در حال تمرین نمایش ولی افتاد مشکل ها ....

استاد بهزاد دودانگه در حال حاضر در حال تمرین نمایش ولی افتاد مشکلها به نویسندگی خودشان برای اماده در جشنواره تاتر استان تهران هستند.برای ایشان ارزوی موفقیت میکنم....http://www.up.98ia.com/images/rc6tpwvvftk0xyg109.jpg
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم تیر 1391ساعت 14:49  توسط دوستداران تاتر  | 

نقد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم خرداد 1389ساعت 17:24  توسط دوستداران تاتر  | 

بهزاد دودانگه در سکانس بردگی.............!!!!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم خرداد 1389ساعت 17:18  توسط دوستداران تاتر  | 

مقاله

ناصر حسینی مهر
تئاتر، جوهر زندگی و زیبایی




در سال های آغازین نیمه ی دوم قرن بیستم، حرکتی در تئاتر اروپا شکل گرفت که خاستگاه آن چند کشور بود از جمله فرانسه و آلمان. این حرکت جدید بعد از مدتی «تئاتر مدرن» یا «تئاتر نوین» لقب گرفت که حتی به نوگرایان سلف خود هم بی اعتنا بود، چیزی مثل «ادبیات مدرن» یا «موسیقی مدرن»، که از میراث نیاکان خود تا حدودی فاصله گرفت، به ویژه با دور شدن از شکل های سنتی در تئاترهای ناتورآلیستی و رئآلیستی که عموماً بر مبنای «احساس خالص» استوار بود، مثل کارهای هبل، زولا، هوگو، و حتی ایبسن و چخوف، و همچنین پس از سپری شدن اکسپرسیونیسم و دوره ی تأثیرگذار برتولت برشت، شاید بشود از ساموئل بکت به عنوان آغازگر این جنبش در ادبیات دراماتیک نام برد و نمايشنامه ی معروف او به نام «در انتظار گودو» که اجرایش در سال 1953 در «تئاتر بابیلون» پاریس نطفه ی نمايشنامه نویسی مدرن بسته شد، و این گرایش، یعنی گرایش برتری متن بر اجرا و جادوی «واژه ها» به ویژه در آثار سارتر، کامو، یونسکو، ویتکیه ویچ و آداموف تا دو دهه در اروپا و بسیاری از کشورهای جهان فرمانروایی مطلق داشت و سرگردانی ها، اضطراب و درک پوچ انگارانه از زندگی پس از جنگ و نیز زخمی که بر روح اروپایی وارد آمده بود را منعکس می کرد. تا آنکه بتدریج و با دگرگونی های اجتماعی ـ فرهنگی در پایان دهه ی هفتاد و مبارزه ی بنیادی با قوانین کهنه ی اجتماعی دگرگونی هایی هم در تئاتر اروپا و برخی کشورهای جهان پدید آمد. تئاتر مدرن تغییر شکل داد و تنوع بیشتری گرفت.
در چنین مقطعی اما تئاتر ایران در راه دیگری قدم برمی داشت، راهی که به درستی و به طور طبیعی و نیز منطبق با ملزومات اجتماعی این سرزمین بوجود آمده بود. منظور دهه نخست و دوم و آن دوره ی طلایی «تئاتر لاله زار» است که با حضور هنرمندانی مستعد و اندیشمند نظیر ظهیرالدینی، نوشین، نصر، کرمانشاهی، بایگان، رضا کمال شهرزاد و دیگران ارتباطی عمیق و تنگاتنگ با مخاطبان برقرار می کرد و «تئاتر ملی» را سامان میداد، که ناگهان پژواک آوانگاردیسمِ اروپا در آثار خام و تقلیدوار متوهمان مدرنیسم، ادبیات دراماتیک ما را آشفته کرد، و چون این موج وارده از ریشه ها و پیوندهای فرهنگی و زبان ما دور و بیگانه بود سالها طول کشید تا تأثیرات نامطلوب آن تبدیل شود به ویژگی هایی مناسب و ملموس در ادبیات دراماتیک امروز ما. حال آنکه شکل گیری این نهضت تئاتری در اروپا چه پیش و چه پس از دو جنگ جهانی یک ضرورت بود، ضرورت اجتماعی ـ فرهنگی، و مدعیان آن در دهه ی شصت و هفتاد اروپا با تحولات تازه اجتماعی بسیار رادیکالتر شده و رویکردی سراسر سیاسی پیدا کرده بودند و بر ضد نابرابری ها و بی عدالتی های اجتماعی برخاستند، نمونه ی بارز آن آثار پرخاشجویانه ای بود که در فستیوال نانسی (فرانسه) بین سالهای 1963 تا 1983 اجرا می شد، در حالیکه همین ایام آوانگاردیست های دو آتشه ی ایرانی با افاده های روشنفکرمآبه شان اصرار عجیبی داشتند تا آثارشان حتی المقدور فاقد تحلیل و بررسی های اجتماعی باشد و تنها بسنده می کردند به بازی های کسالتبار و بی مفهوم. ظهور آسان آوانگاردیسم بدلی در جامعه تئاتری ما به دلیل عدم پشتوانه و ریشه های عمیق تئاتر در بافت فرهنگی دور از انتظار نبود، و شاید یکی دیگر از دلایل این تأثیرپذیری، نزدیکی به مرزهای اروپا و همچنین انعطاف پذیری نژاد ایرانی در برابر فرهنگ های مهاجم باشد. حال آنکه چنین تأثیراتی در سنت های نمايشی هند و ژاپن و چین کمتر دیده می شود. آنها بدون هیچ دغدغه ای راه خود را می روند و با تکیه بر پیشینه ی غنی نمايشی خود نیازی به تقلید یا عاریت گرفتن شیوه های بیگانه احساس نمی کنند. برعکس، این دیگران هستند که همواره از گنجینه های نمايشی آنان سود برده اند، اما تئاتر کشورهایی نظیر ایران، ترکیه، الجزایر و حتی شیلی و مکزیک هم بدون هیچ تحولی در نیم قرن گذشته و با تکرار همیشگی خود، منتظر ظهور حرکت هایی در تئاتر جهان هستند تا خود را متحول سازند.
در شکل گیری شیوه های تازه در تئاتر جهان دو عنصر همواره نقشی تعیین کننده ایفاء کرده است: «دیدگاه» و «تجربه»، که نبود هرکدام باعث شده تا هرگز حرکتی جدی و جدید شکل نگیرد. بی دلیل نیست که در پس جریان آوانگاردیسم فرانسه کسانی نظیر آندره مالرو، ژان پل سارتر و آلبر کامو حضور داشتند. حال آنکه تئاتر مدرن ایران در این سالها فاقد تئوری پرداز، مفسر و منتقد برجسته و مبرز بود، در نتیجه این شاخه از هنر به موقعیتی رسید که اکنون در آن هستیم: دوری و ستیز با «دیدگاه» و تأکید بر «تجربه»، تجربه به معنای رویکرد افراطی به حرکات شکل گرایانه و فاقد اندیشه، شکل برای شکل. آیا تئاتر می تواند بدون داشتن اندیشه ی نو در درک و ارتباط با زندگی و جهان معاصر رویکردی مدرن و معاصر داشته باشد؟ هدف غایی هنر، فقط نمایش شکل های بیرونی و ظاهری زندگی نیست. هنر به معانی درون هم توجه دارد، به باطن، به چرایی پدیده ها. شاید راه حل نشان ندهد، که هرگز هم چنین وظیفه ای به عهده ندارد، اما واقعیت را منعکس می کند، آن هم به زیباترین شکل ممکن، تا منتج به یک «لذت» شود. لذت، هم در آفرینندگانش و هم در مخاطبان خود، منظور از «لذت» در مفهوم فلسفیِ آن است، که ارسطو در بیش از دو هزار سال پیش آن را تصفیه ی درون معنا کرده است، به عبارتی عالی ترین لذت عقلانی و معنوی انسان. و آیا در قرنی که تازه شروع شده باید از تئاتر انتظار حرکت های مشابه در قرون گذشته را داشت؟ بی تردید جواب منفی است. جهان و جهان بینی ها همواره در طول تاریخ تغییر کرده است، بوجود آمدن جنبش های فکری مثل «فلسفه علمی»، «فلسفه دینی» یا «فلسفه هنری» بیانگر این نکته است که انسان همواره با اندیشیدن و بررسی اعمال و فعالیت های خود قصد داشته درک روشنی از آنها پیدا کند. از این پس تکنولوژی بی تردید هر پدیده و هر تفکری را تحت تأثیر قرار می دهد و حرف آخر را خواهد زد، جغرافیای جهان تغییر شکل می دهد، سنت ها به موزه ها کشیده می شوند، فرهنگ و اخلاق و ایدئولوژی متفاوتی از راه میرسد، و کسانی که این دگرگونی ها و دوران جدید را نپذیرند بی تردید دچار غفلتی جبران ناپذیر خواهند شد. آهنگ این تحولات دارای چنان سرعتی است که ایسم های موسمی به گرد پایشان هم نمی رسند. حتی «پست مدرنیسم» هم با همه ی هیاهویی که در چند دهه ی اخیر راه انداخته نتوانسته است در هنر تئاتر تحولی بوجود آورد. این مکتب در بین هنرمندان تئاتر با بی اعتنایی روبرو شده است. هر چند افرادی معدود مثل هاینر مولر، پتر سلرز یا روبرت ویلسن تلاش و انرژی زیادی در این راه صرف کردند و آثار ارزنده ای بوجود آوردند، اما پست مدرنیسم تا کنون توان آن را نداشته که موتور تئاتر قرن بیست و یکم را روشن کند. پیتربروک می گوید امروزه دیگر در جهانی که کژ و مژ پیش می رود تئاتر نمی تواند به این آسانی ها در گستره جهان به سبکی واحد دست یابد. بنابراین چه باید کرد؟ تئاتر این سرزمین را چگونه ارتقاء بخشیم؟ در پاسخ، استانیسلاوسکی به ما می گوید تئاتر به آبی پاک و زلال مانند است که هر کس هر چقدر که بخواهد میتواند از آن بنوشد. او می گوید اگر ترس در فضای تئاتر حاکم شود دیگر نباید در آنجا سراغی از جوهر زندگی و زیبایی گرفت. تئاتر علاوه بر ایجاد آرامش و سرگرمی، باید بتواند پیچیده ترین جلوه های اجتماعی ـ سیاسی را زیر ذره بین ببرد، و انسان را با همه ی ابعادش بررسی کند. و این فقط زمانی امکان پذیر است که فضای باز و امن فرهنگی فراهم باشد. در غیر اینصورت از آنجا که تئاتر ایستا نیست حتماً راهی برای خودش پیدا می کند، که در جوامع بسته محتمل ترین آن رفتن به سوی نماد است، زبان استعاره، در واقع راهی کهنه و طی شده تحت عنوان سمبولیسم که بر او تحمیل خواهد شد. و در جوامع سنتی، نمایشگر مکلف است تنها به روایت مناسبتی تاریخ و به کارگیری از شاخه های سنتی تئاتر رو آورد، که هر دو در اسارت تعصب و کهنگی اند و با مسائل روز و دغدغه های اجتماعی بیگانه.
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم دی 1388ساعت 9:21  توسط دوستداران تاتر  | 

بازگشت ال به تاتر

"آل پاچینو" در نسخه صحنه‌ای"تاجر ونیزی" به ایفای نقش می‌پردازد. به گزارش سایت ایران تئاتر، تابستان آینده تئاتر رو باز پارک مرکزی نیویورک میزبان اجرایی از"تاجر ونیزی" با بازی"آل پاچینو" در نقش"شایلوک" و ‌کارگردانی"دانیل سولیوان" خواهد بود.

وی پیش‌تر و در سال 2004 نیز در نقش همین کاراکتر در نسخه سینمایی آن به کارگردانی مایکل ردفورد ظاهر شده بود. این بازیگر 69 ساله با بازی در این نقش پس از هفت سال به صحنه تئاتر باز می‌گردد.
وی در سال 2003 نیز با نمایش"سالومه" بر صحنه برادوی درخشیده بود. بازی در نقش"ریچارد سوم" در سال 1979 نیز حضور دیگری از او در آثار"شکسپیر" است.
از دیگر بازیگران"تاجر ونیزی" می‌توان به جسی تیلر فرگوسن، جسی ال مارتین، روبن سانتیاگو-هادسن، ماکس رایت و لیلی ‌اشاره کرد.
گفتنی است که پس از اجرای این نمایش‌"داستان زمستان" نیز به کارگردانی مایکل گریف اجرا خواهد شد و تماشای هر دو این آثار رایگان است. این نمایش‌ها به مدت هفت هفته و از 19 خرداد تا 10 مردادماه در تئاتر رو باز دلاکورت اجرا می‌شوند.

مینو میرشاه‌ولد

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم دی 1388ساعت 14:7  توسط دوستداران تاتر  | 

اختتام ایین های عاشورایی

رحمت امینی
دبیر همایش
عکس:ناصر عرفانیان
غلامرضا منتظری
مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی گلستان
عکس:ناصر عرفانیان
سید‌محمد حسینی
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی
عکس:ناصر عرفانیان
مراسم اختتامیه ششمین همایش سراسری آئین های عاشورایی
عکس:ناصر عرفانیان
مراسم اختتامیه ششمین همایش سراسری آئین های عاشورایی
عکس:ناصر عرفانیان
مراسم اختتامیه ششمین همایش سراسری آئین های عاشورایی
عکس:ناصر عرفانیان
مراسم اختتامیه ششمین همایش سراسری آئین های عاشورایی
عکس:ناصر عرفانیان
مراسم اختتامیه ششمین همایش سراسری آئین های عاشورایی
عکس:ناصر عرفانیان
مراسم اختتامیه ششمین همایش سراسری آئین های عاشورایی
عکس:ناصر عرفانیان
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم دی 1388ساعت 14:5  توسط دوستداران تاتر  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 14:0  توسط دوستداران تاتر  | 

شناخت نویسنده


بیو گرافی:

فرانک کازرونی

متولد:1368 دانشجوی رشته کارگردانی داشگاه ازاد شیراز_صدرا

دارنده گواهینامه بازیگری از کارگاه تجربه استاد سمندریان 1384

طراحی صحنه نمایشهای:دیوانه شو عاقل1385_یادداشت های روزانه یک دیوانه 1385_تلافی1388

بازی در نمایش های:دوپرس روزگار تلخ:سجاد افشاریان 1386 شیراز دانشگاه ازاد_معرکه در معرکه (سعیر رضوانی)1387فرهنگسرای هنر شیراز_سو سوی غم(شهره قربانی_جشنواره بانوان 1387)

کارگردانی نمایش های:شعبده باز و طلسم(چیستا یثربی)1381 نا تمام(محمد چرمشیر)1383 کاملا واضح و مبرهن است که...(محمد چرمشیر)1383 مجلس قربانی سنمار(بهرام بیضایی)1387 سح نزدیک است(فرانک کازرونی)1388

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 12:53  توسط دوستداران تاتر  |